• Albums
  • Lyrics (66)

چرا کس منکر بیطاقتی
از استاد سرآهنگ


چرا کس منکر بیطاقتی های درا باشد
دلی دارد چه مشکل گر به دردی آشنا باشد

دماغ آرزوهایت ندارد جز نفس سوزی
پر پرواز رنگ و بو اگر باشد هوا دارد

حریص صید مطلب راحت از زحمت نمی داند
به چشم دام گرد بال مرغان توتیا باشد

زنان شب دلت گر جمع گردد مفت عشرت دان
سحر فرش است در هر جا غبار آسیا باشد

زبان خامشان مضراب گفت و گو نمی گردد
مگر در تار مسطر شوخی معنی صدا دارد

نفس بیهوده دارد پرفشانیهای ناز اینجا
تو می گنجی و بس گر در دل عشاق جا دارد

چه امکان است نقش این و آن بندد صفای دل
ازین آییه بسیار است گر حسرت نما باشد

جهان خفته را بیدار کرد امید دیداری
تقاضای نگاهی بر صفت مژگان عصا باشد

دران محفل که تاثیر نگاهت سرمه افشاند
شکست شیشه هم چون موج گوهر بی صدا باشد

به چندین شعله می بالد زبان حال مشتاقان
که یارب بر سر ما دود دل بال هما باشد

زبیدردی ست دل را اینقدر ها رنگ گردانی
گر این آیینه خون گردد به یک رنگ آشنا باشد

ندارد بزم پیرینشئه ای از زندگی بیدل
چو قامت حلقه گردد ساغر دور فنا باشد

Chura Kas Monker Betaqati
by Ustad Sarahang