• Albums
  • Lyrics (66)

ديده ام از تو جفايي
از استاد سرآهنگ


ديده ام از تو جفايي که نديده است کسي
بلکه زين گونه جفایی نشنيده است کسي
هر کسي محنت عشق تو کشيده است ولي
آنچه من از تو کشيدم نکشيده است کسي

لذت چاشني وصل تو من دانم و بس
که چو من زهر فراقت نچشيده است کسي
در ره عشق ز منزلگۀ معشوق مپرس
کآن مقاميست که آنجا نرسيده است کسي

پيش من شرح مده عاشقي مجنون را
که چو من عاشق ديوانه نديده است کسي
طرفه باغيست گلستان جهان، ليک چه سود؟
که گل عشرت ازين باغ نچيده است کسي

دل و جان داد هلالي و غم عشق خريد
گر چه غم را به دل و جان نخريده است کسي
جفامبرازحد و جور کمترکن
که آه خسته دلان بیگمان اثردارد

هرجارسم زظلم توافسانه سرکنم
تا عالمی زجوروجفایت خبرکنم
به مجنون نسبت سوداپرستانت نمیباشد
زآدم فرق بسیاراست تاغول بیابانی

نه ذوق هنردارم ونه محوکمالم
مجنون توام دانش وفرهنگ من این است
نتوانی به صفا یافت مثال دل من
هردلی رامکن ای شوخ خیال دل من

عرق گرفته زپندم رخ نیکوی تورا
رقیب روی توخواهد من ابروی تورا
ای دل نگفتمت مرو ازراه عاشقی
اکنون بسوز کاین همه آتش سزای توست
گویندکه دل به آن مۀ نامهربان مده
دل آنزمان ربود که نامهربان نبود