• Albums
  • Lyrics (36)

فرشهً به مثل تو آدم
از ظاهر هویدا


فرشهً به مثل تو آدم ندیده
وآن رخ مثل برگ گل با آن دو دیده
سنبل تر کجا و آن زلف خمیده
جان من از فراق تو بر لب رسیده

باز بیا قدم بنه بر هردو دیده
جان به لبم رسیده، جان به لبم رسیده
ز بس که داغ تو دارم چو لاله بر دل خویش
دلم بر حال دل هیچ کسی نمی سوزد

ای جلوهً برق او جهان سوز ترا
ای روشنی شمع شب افروز ترا
زان که دیدمت شبی خوابم نیست
ای کاش ندیده بودم آن روز ترا

Fereshtaye Man Mesle Tu Adam
by Zahir Howaida