• Albums
  • Lyrics (6)

قطغن وطن من چشمای
از لطیفه عزیزی


قطغن وطن من چشمای روشن من
دارو ندار عشقم خوشه و خرمن من

بدرد دوری ات بسیار مبتلا ام
نه آیی من میایم عزیز باوفایم

بگو برایت چه بیاورم سوغات شهر خود را
نمود سرزمینم آب و خاک و هوایم

ترا می گویم عزیزم خودت تو همه چیزم
چیزی با خود نیاوری شیرین وتندو تیزم

ای یار نو رسیده می گویم به چشم و دیده
چیزی با خود میارم دسته گل گزیده

پس بیایی قطغن نذر سخی میگیرم
گلهای شهر خود را به پای تو میریزم

Qataghan Watan Man Chashmaye
by Latifa Azizi