• Albums
  • Lyrics (109)

باز آکه تا چو جان عزيزت
از ساربان


باز آکه تا چو جان عزيزت ببر کشم
خاک ره ات ببوسم و بر چشم تر کشم

امروز هرچه ناز بمن بيشتر کنی
از روز پيش ناز ترا بيشتر کشم

تا کی در انتظار تو ای آرزوی جان
اشک از دو ديده ريزم و آه از جگر کشم

به اين اميد کز تو پيامی رساندم
شب تا به صبح محنت باد سحر کشم

تا بی رخ تو ديده بپوشم ز روی خلق
در پيش چشم پردهء از اشک بر کشم

نه صبر و طاقتی که تحمل کنم به درد
نه قدرتی که تير تو از دل بدر کشم

اين ملک و جای امن و مقام قرار نيست
بايد که رخت خويش بملک دگر کشم

فرخند آن دمی که در اين ملک آشيان
چشم از جهان به بندم و سر زير پر کشم

Baz Aake Ta Cho Jan Azizat
by Sarban