• Albums
  • Lyrics (64)

به لب بگوی کی
از ناشناس


هر غنچه که گل شد نشود غنچه دگر بار
قربان لبان تو گهی غنچه گهی گل

به لب بگوی کی آن خنده ای نهان نه کند
مرا به لطـف نـهـان تـو بد گـمان نکند
تو خود مـرا چـه کنی لیک چشم را فـرمـاي
که آن نگه که تـو کــردی زمـان زمـان نکند
تـو رنـجـه‌ای زمـن و مـیــل مـن ولی چکـنـم
بـگــو کـه ناز تـوام دسـت در مـیــان نکند
گـرم مجال نـگـاهـی بـود زمـان چـکـنـم
حکــایـتی کـه نگـه مـی‌کـنـد زبـان نکند