• Albums
  • Lyrics (12)

دلا ای رهگذر
از رحیم جهانی


دلا ای رهگذر کز راه یاری
قدم بر تربت ما میگذاری

درینجا شاعری غمناک خفته است
رهی در سینه ی این خاک خفته است

فرو خفته چو گل با سینه ی چاک
فروزان آتشی در سیه ی خاک

بنه مرهم ز اشکی داغ ما را
بزن آبی بر این آتش خدارا

به شب ها شمع بزم افروز بودیم
که از روشندلی چون روز بودیم

کنون شمع مزاری نیست مارا
چراغ شام تاری نیست مارا

سراغی کن ز جان دردناکی
بر افگن پرتوی برتیره ی خاکی

ز سوز سینه با ما همرهی کن
چو بینی عاشقی یاد (رهی) کن