کشتهً چشمان سیاهت
از
احمد ولی
کشتهً چشمان سیاهت منم
اختر گمگشتهً راهت منم
ای لب تو قصهً شیرین من
عشق من امید من آئین من
یاد لبت گشته شراب دلم
مانده ز دستت به عذاب دلم